تعریف محله

تعریف محله

 

تعریف محله

 

مقدمه:

محله مفهومی است که هر یک از حوزه های مختلف علمی بنا به زمینه های نظری خاص خود، به تعریف و کاربست آن پرداخته اند. دارا بودن مرز و محدوده مشخص، حس همبستگی و روابط متقابل میان ساکنان، هویت جمعی و اشتراک اهداف، یکپارچگی فضا و فعالیت، خودکفایی نسبی و جمعیت متناسب از مضامین مشترک در تعریف محله بوده است.برمبنای ویژگی ها و معیارهای مورد انتظار، مفاهیم جمعیتی، زیرساختی، سیاسی، حسی، اجتماعی و محیطی به عنوان اصول پایه در تعریف محله محسوب می شود. مفهوم شناسی محله در شهرهای ایران نشان می دهد که در گذشته ویژگی ها و معیارهای قومی، مذهبی، نژادی و نظایر اینها، و در زمان حاضر اصول رسمی و قراردادی در تعریف مفهوم و تعیین حدود محله نقش تعیین کننده ای دارند . در مجموع محدوده فضایی یکپارچه، وجود مرزهای کالبدی مبتنی بر درک ذهنی و یا نشانه عینی، حس تعلق مکانی و همبستگی اجتماعی، امکان شناخت رو در رو و وجود تسهیلات و خدمات محلی از جمله نکاتی است که در مفهوم شناسی محله اهمیت می یابند.(عبدالهی،۱۳۸۸،۸۳) از گذشته های دور محلات در شکل دهی و سازماندهی امور شهری جایگاه ویژه ای داشته اند. هر محله از طریق فراهم آوردن بنیادهای هویتی برای افراد و با در بر داشتن ویژگی های خاص باعث میشد ساکنان آن نوعی احساس تعلق به محله داشته باشند و محله را از آن خود بدانند تا جایی که هر شهروند با نام محله ای شناخته می شد که در آن ساکن بود؛ به عبارت دیگر، محله تبدیل به خاستگاهی هویتی برای ساکنین آن میشد. این امر باعث میگردید که شهروندان نسبت به مسایل مختلف محله حساسیت داشته باشند و به نوعی در حل این مسایل مشارکت کنند. ارتباط ساکنین محلات به منظور رفع مشکلات و مسائل محل سکونت باعث میگردد که سطح تعاملات آنها افزایش یابد که خود این امر یکی از عوامل انسجام اجتماعی است.(ایمانی،۱۳۸۸،۱) بطور کل چهار نوع محله را در داخل بخش داخلی قدیمی شهر می توان تشخیص داد که عبارتند از:

۱- محلات در حال افت

۲-محلات پایدار

۳-محلات در حال احیاء

۴-محلات در احیاء وسیع(عظیمی،  ۶۲۷:۱۳۷۶ )

تعریف محله:

محله از خانه های مجاور هم در یک فضای جغرافیایی آشنا و همگون تشکیل می شود، خانواده نسبت به محله مسکونی همان احساس خانه مسکونی خود را دارند و با ورود به محله، در محیطی آشنا و خودی وارد شده آرام می گیرند، امنیت محله مانند خانه است، بی جهت نیست که بیشتر وقت مردم محله در کوچه ها و خیابان های محله می گذرد، محیط محله برای آن ها بیش از داخل خانه رضایت بخش است و بی جهت نیست که معماری بافت قدیم بر محله و مرکزیت بخشیدن به آن تمرکز داشته است و فضاهای بی شماری را برای گذراندن وقت ساکنان محله در نظر گرفته است)شکویی،۱۳۸۷:۵۴)در محلات خانه های مجاور هم همسایگی را می سازد و در شرایط بحرانی این همسایگی ها باعث تعاون و همیاری میشوند. تحقیقات نشان داده است مردمی که در محلات منسجم و محصور زندگی می کنند، از احساس امنیت بیشتری برخورداند. همیاری مردم در محله ها از طریق بناهایی مثل عبادتگاه ها، سقاخانه ها، قهوه خانه ها، کوچه ها و خانه هایی که از لحاظ معماری با این مراکز همگونی کافی دارند که تصادفا در بافت قدیم شهرها بیشتر هستند به محله افزون تر از طبقه ی پر درامد است به عبارت دیگر محله ها کانون های رفع نیاز و مدد رسانی طبیعی به فقرا در دورن شهرهاست. محلات امکان سفرهای زاید درون شهری را کاسته و امکانات خدماتی، تعلق به محله را میان ساکنین زیاد می کند، پس محله هم یک واحد فیزیکی است و هم یک واحد اجتماعی است. هرچه دسترسی به مراکز موسسات و تجهیزات محله ای با پیاده روی سریع تر باشد، احساس هم بستگی محله ای افزایش می یابد و به طبع دوستی ها در محله بیشتر از مناطقی از شهر است که محله ای منسجم به این معنا وجود ندارد. برنامه ریزان شهری برای کاهش اضطراب دائمی مردم شهرها، تقویت محله ها با ترکیب های متفاوت گروه های قومی را پیشنهاد می کنند(همان۴۰۰)

تئودور لیپمن در توصیف مزیت وجود محلات، تنها داشتن مسکن را برای آن که یک انسان در یک محیط شهری احساس امنیت کند، کافی نمی داند بلکه وابستگی او به محیط بزرگ تر از خانه ی خود- محله و همگونی معماری خانه اش با معماری این محیط بزرگ تر در حفظ و ایجاد انس والفت با شخص ضروری تشخیص داده و داشتن خانه ای همرنگ محله را ضامن بقا و هویت شهروندان می داند، لذا تغییر معماری خانه های محلات در واقع ایجاد گسیختگی در این هویت است .(همان، ۴۰۱)

در شهرهای کهن، محله نظمی اجتماعی بود که هنجارهای خود را پاس می داشت و پاسداری از این نظم اجتماعی وظیفه ای همگانی است)نسرین، ۴۴،۱۳۷۷)خصوصیات فضای کالبدی محله ها به عوامل متعددی بستگی دارد از جمله ویژگی های جغرافیایی و اقلیمی، اقتصاد و جمعیت هر شهر، پایگاه شهر در تشکیلات اداری، وضع اقتصادی- اجتماعی اهالی هر محله، مصالح و فن ساختمان و… بستگی داشته است. هر محله دارای نظامی نیمه مستقل در اداره ی امور داخلی و تأمین نیازهای خود بوده است)شیروان،۲۲،۱۳۸۶)

محله و اجتماع محلی:

در تعریف واژه های هم پیوند با محله، مبتنی بر بعد اجتماعی آن ، مفهوم اجتماع محلی مطرح است . در لغت نامه آکسفورد اجتماع محلی به معنای مجموعه ای از انسان هاست که در یک مکان، ناحیه و یا محدوده مشترک زندگی می کنند و ویژگی های مشترکی چون مذهب، شغل، نژاد، قومیت و نظایر اینها آ نان را با یکدیگر پیوند می دهند در نوشتارهای ” شهرسازی مفهوم اجتماع محلی، شبکه ای از اجتماعات مردمی با هویت، علایق و نظریه های مشترک در سطح محلی است که زمینه های شناخت، ایجاد فرصت و حمایت های دوسویه را برای تعامل متقابل فراهم می آورند (۴,۲۰۰۳,barton)

مفهوم اجتماع محلی را می توان از چهار منظر زیر مورد بررسی و تحلیل قرا ر داد :

الف:مفهوم اجتماعی مجموعه ای از افراد که دارای منافع، سازمان و تحت قانون مشترک اند. این مفهوم قدیمی ترین برداشت از اجتماع محلی در اندیشه های جامعه شناسی است. ب: مفهوم حقوقی  اقتصادی : بر عنصر منافع و مالکیت مشترک در تعریف اجتماع محلی تأکید دارد و لزوماً برمبنای مکان یا فضای مشترک نیست. ج:مفهوم جغرافیایی  مکانی: بر عنصر مکان در تعریف اجتماع محلی تأکید دارد و آن دسته از افرادی را در بر می گیرد که در یک مکان مشخص جغرافیایی زندگی می کنند. این افراد ممکن است منافع مشترکی داشته باشند، یا نداشته باشند . اجتماع محلی در این تعریف می تواند شامل واحد همسایگی (محله)، شهرک و یا حتی یک شهر یا منطقه شهری باشد . د:مفهوم اکولوژیکی: در این مفهوم، اجتماع محلی به صورت تجمعی از ارگانیسم ها تعریف می شود که با یکدیگر دارای روابط متقابل اند. در چارچوب این مفاهیم می توان اجتماع محلی را به دو دسته تقسیم کرد : اجتماع محلی بر مبنای منافع و ارتباطات مشترک، و اجتماع محلی بر مبنای مکان یا جغرافیا.(عبداللهی،۱۳۸۹،۷۲)

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برو بالا