تعریف سرمایه روانشناختی

یکی از زمینه هایی که در دهه های اخیر در حوزه روان شناسی شکل گرفت، ظهور رویکرد روان شناسی مثبت نگر[۱] بودکه موجب تحولات قابل ملاحظه و پژوهش های نافذ و موثری در زمینه های مختلف رفتاری گردید.

روان شناسی مثبت نگر مطالعه علمی تجربه ها و صفات فردی مثبت و نهادهایی است که رشد این ویژگی ها را تسهیل می کنند. روان شناسی مثبت نگر با توجه به اینکه به آسایش روانی و کارکرد بهینه می پردازد در بدو امر شاید یک پیوستار از روان شناسی بالینی یا بخشی از آن باشد اما بر طبق این دیدگاه افرادی که فشارهای روان شناختی را تحمل می کنند در زندگی به دنبال امری به مراتب بیشتر از تسکین از درد و رنج هستند و این افراد در پی خشنودی بیشتر، لذت و رضایت مندی بیشتری هستند تا صرف کم کردن غم و نگرانی، این افراد زندگی معنی داری داشته و دارای هدف می باشند(لوتانز و جنسن[۲]، ۲۰۰۲).

با آغاز سده بیست و یکم گروهی از روان شناسان به رهبری سلیگمن علی رغم رسیدن به دستاوردهای چشمگیری در یافتن درمان های موثر برای بیماری های ذهنی و رفتارهای ناکارآمد، به این دلیل که توجه کمی به رشد، توسعه و خودشکوفایی افراد سالم شده بود سعی کردند در تحقیقات خود دو رویکرد را مورد نظر قرار دهند:

  • کمک به افراد سالم برای برخورداری از شادی و بهره وری بیشتر
  • کمک به شکوفایی قابلیت های انسانی.

تعریف سرمایه روانشناختی

بدین ترتیب مکتب روان شناسی مثبت گرا ایجاد شد. این رویکرد به مطالعه و کاربرد توانمندی های مثبت روان شناختی و نقاط قوت منابع انسانی که قابل توسعه و اندازه گیری باشند می پردازد و به شکوفایی و کمال انسان و تبدیل شدن به آنچه او می تواند باشد تاکید دارد(لوتانز و جنسن[۳]، ۲۰۰۲). در نتیجه با ظهور نهضت مثبت گرایی در کار در آغاز هزاره سوم، در کنار سرمایه ضمن اینکه قابلیت ها و توانمندی های سرمایه اجتماعی و انسانی را در بر می گیرد می تواند حتی از آن فراتر رفته و به عنوان مزیتی رقابتی برای سازمان های امروزی مورد بهره برداری قرار گیرد(لوتانز، یوسف و آووی[۴]، ۲۰۰۷). به طور خلاصه می توان گفت، تمرکز روان شناسی مثبت نگر، بیشتر بر قدرت ها و توانایی های فرد است تا جستجو در ضعف ها و نقص های فرد(نینان[۵]، ۲۰۰۹).

روان شناسی مثبت گرا طی سال های اخیر به عنوان یک نهضت تازه در روان شناسی آغاز شده است. مارتین سلیگمن روان شناس نامدار معاصر و فردی که از او به عنوان پیشگام و مبدع روان شناسی مثبت گرا نام برده می شود در طی مسئولیت خود به عنوان رئیس انجمن روان شناسی آمریکا به عنوان بزرگ ترین و معتبرترین انجمن علمی روان شناسی دنیا، روان شناسی معاصر را به چالش کشید و اصول این رویکرد نو را مطرح نموده است(سلیگمن، ۲۰۰۱ به نقل از ستاری، ۱۳۹۳).

سلیگمن معتقد است که روان شناسی تا پیش از جنگ جهانی دوم سه هدف اساسی برای خود در نظر گرفته بود؛ الف) درمان امراض روانی، ب) کمک به همه انسان ها برای ایجاد یک زندگی سازنده و شاد و ج) شناسایی و تقویت استعدادهای نهفته انسان ها.در کل رویکرد روان شناسی مثبت نگر سعی دارد تا با استفاده از روش های علمی به مطالعه و کشف توانایی هایی که اجازه می دهند افراد، گروه ها، سازمان ها و جوامع پیشرفت کنند و به موفقیت نائل آیند، بپردازند(سلیگمن[۶] و سیگزنت میهالیای[۷]، ۲۰۰۰).

تعریف سرمایه روانشناختی

یکی از مفاهیم مهم روان شناسی مثبت نگر که در سال های اخیر در حوزه ی رفتار سازمانی مورد توجه قرار گرفته و اخیرا هم وارد مطالعات آموزشی شده است، مفهوم سرمایه روان شناختی[۸] است(لوتانز[۹] وهمکاران، ۲۰۰۷).سرمایه روان شناختی که نسل سوم سرمایه های انسانی و اجتماعی است، مفهوم جدیدی است که به تازگی در رفتار سازمانی مثبت معرفی شده است(حسین پور و علیزاده، ۱۳۹۱)، یک حالت روان شناختی مثبت و رویکرد واقع گرا و انعطاف پذیر نسبت به زندگی است که از چهار سازه امید[۱۰]، خوشبینی[۱۱]، تاب آوری[۱۲] و خودکارآمدی[۱۳] تشکیل می شود و هر کدام از آنها به عنوان یک ظرفیت روان شناختی مثبت در نظر گرفته می شوند، دارای مقیاس اندازه گیری معتبر است، مبتنی بر نظریه و تحقیق است، وابسته به حالت بوده، قابلیت رشد دارد و به طور چشمگیری با پیامدهای عملکردی ارتباط دارد (لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷).

در واقع، لوتانز و همکارانش در توسعه چارچوب رفتار سازمانی مثبت گرا در سازمانها، سرمایه روان‌شناختی مثبت گرا را به عنوان یک عامل ترکیبی و منبع مزیت رقابتی سازمانها مطرح کرده اند. آنها بر این باورند که سرمایه روان‌شناختی، با تکیه بر متغیرهای روان‌شناختی مثبت‌گرایی همچون: امید، خوش بینی، تاب آوری و …. منجر به ارتقای ارزش سرمایه انسانی( دانش و مهارتهای افراد) و سرمایه اجتماعی( شبکه روابط میان آنها) در سازمان می شود. بنا براین، سرمایه روان‌شناختی، از متغیرهای روان‌شناختی مثبت گرایی تشکیل شده است که قابل اندازه گیری، توسعه و پرورش هستند و امکان اعمال مدیریت بر آنها وجود دارد. همان‌گونه که پیش از این اشاره شد این متغیرها، عبارتند از:

  • امیدواری
  • خوش بینی
  • خود کارآمدی
  • تاب‌آوری

تعریف سرمایه روانشناختی

در ادامه توضیحی پیرامون هر یک از این موارد ارائه می شود.

امیدواری

امید، نیرویی هیجانی است که تخیل را به سمت موارد مثبت هدایت می کند. امید به انسان ها انرژی می دهد و مجهزشان می کند، و مانند کاتالیزوری برای کار و فعالیت عمل می کند. امید به ما انعطاف پذیری، نشاط و توانایی خلاصی از ضرباتی را که زندگی بر ما تحمیل می کند، می دهد و باعث افزایش رضایت از زندگی می شود(پریچت[۱۴]، ۲۰۰۴، ترجمه عنقائی، ۱۳۸۴).

اسنایدر[۱۵]( ۱۹۹۱) امیدواری را به این صورت تعریف کرده است:” حالت انگیزشی مثبتی که از احساس موفقیت آمیز ۱) عاملیت[۱۶] (انرژی معطوف به هدف) و ۲) برنامه ریزی برای دستیابی به هدف ناشی شده است”.

بنابراین، امیدواری از دو جزء تشکیل شده است: عاملیت، برنامه ریزی برای دستیابی به هدف. مقصود از عاملیت، داشتن اراده برای دستیابی به نتیجه مورد نظر یا دلخواه است. بنابراین، امیدواری، مستلزم، عاملیت یا نوعی انرژی برای تعقیب هدفها است. علاوه بر این، دیگر عنصر تشکیل دهنده امیدواری، برنامه‌ریزی برای دستیابی به هدف است که نه تنها دربرگیرنده شناسایی هدفها است، بلکه راه‌های متفاوت رسیدن به هدفها را نیز در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر: امیدواری مستلزم داشتن اراده برای نیل به موفقیت و نیز، شناسایی، شفاف سازی و پیگیری راههای لازم برای دستیابی به موفقیت است. بنا بر نتایج پژوهش انجام شده توسط آدامز[۱۷]( ۲۰۰۲) از بین سازمانهای شرکت کننده در پژوهش وی، آنهایی که سطح امیدواری کارکنانشان بالاتر بود، نسبت به سایر سازمانهای مورد بررسی عملکرد موفقیت آمیزتری داشتند. همچنین بنا بر پژوهشهای پترسون و لوتانز[۱۸] (۲۰۰۳) سطح امیدواری مدیران رستورانهای غذای آماده، با عملکرد مالی واحد و رضایت شغلی کارکنانشان، همبستگی مثبت بالایی داشت (پیترسون و لوتانز، ۲۰۰۳).

خوش بینی

خوشبینی یکی از خصوصیات مثبت انسان است که طی دو دهه گذشته، توجه ویژه ای را در روان شناسی به خود جلب کرده است. خوشبینی به جهت گزینی اشاره دارد که در آن معمولا پیامدهای مثبت مورد انتظارند و این پیامدها به عنوان عوامل ثابت، کلی و درونی در نظر گرفته می شوند(پیترسون[۱۹]، ۲۰۰۰). خوشبینی و به طور کلی، باورهای مثبت بر بیماری و سلامت روانی و جسمانی انسان تاثیر زیادی می گذارند(شهنی ییلاق و همکاران، ۱۳۸۳).

تایلر، کمنی، رید[۲۰] (۲۰۰۰) در این زمینه بیان می کنند که اگر ادراکات عادی انسان با یک مفهوم مثبت از خود و از کنترل شخصی و یک دیدگاه خوشبینانه، حتی کاذب، در مورد آینده همراه شود، نه تنها در اداره جزر و مد زندگی روزانه، بلکه در کنار آمدن با حوادث بسیار استرس زا و تهدیدزای زندگی، به افراد کمک می کند. خوشبینی و بدبینی هر دو بر روی یک پیوستارند و هر چند تا حدی فطری به نظر می رسند (کارور، شی یر و سگرستروم[۲۱]،۲۰۱۰)، ولی بر اساس یافته های سلیگمن هر دو قابل آموزش هستند.

سلیگمن پدر روان‌شناسی مثبت گرا، بر این باور است که: افراد خوش بین، در رویارویی با شکستها و موفقیتهای خود، چنین عمل می کنند:

  • بر اسنادهای کلی تکیه می کنند؛ مثلا: “من قادر به کسب موفقیت در زمینه های گوناگون هستم.”
  • اسنادهایشان پایدار است؛ مثلا: “من می توانم به طور مستمر این موفقیت را از آن خود کنم.”
  • موفقیت هایشان را به توانایی های درونی خود نسبت می دهند؛ مثلا: “توانایی‌ها و تلاش خودم منجربه موفقیتم شد.”
  • در رویارویی با ناکامی ها، شکست خود را به عوامل ویژه بیرونی و غیر پایدار نسبت می دهند، مثلا: “‌گرمی هوا، باعث شد، سخنرانیم خوب پیش نرود.” .

توضیحی دیگر برای خوش بینی که توسط کارور و شی یر (۲۰۰۳) مطرح شده این است که افراد خوش بین همواره در انتظار رخ دادن اتفاقهای خوشایند در زندگیشان هستند. نکته مهم آن است که در سرمایه روان‌شناختی، خوش بینی واقعی مورد نظر است، زیرا خوش بینی غیرواقعی منجر به پیامدهای منفی می‌شوند. درخوش بینی واقع بینانه در حقیقت، فرد به ارزیابی آنچه می تواند به دست آورد در برابر آنچه قادر به کسب آن نیست، می پردازد. بنابراین، خوش بینی واقع بینانه، نقش مهمی در ارتقای خود – کارآمدی فرد دارد (لوتانز و آولی، ۲۰۰۷).

خودکارآمدی

خودکارآمدی ریشه در نظریه شناختی-اجتماعی بندورا دارد(باستابیل[۲۲]، ۲۰۰۳)، بندورا[۲۳] در سال ۱۹۷۷ برای اولین بار مفهوم خودکارآمدی را مطرح ساخت و در نظام بندورا منظور از نظام خودکارآمدی همان، احساس شایستگی، کفایت و قابلیت در کنار آمدن با زندگی است که برآورده کردن و حفظ معیارهای عملکرد باعث افزایش آن می شود و ناکامی در برآوردن و حفظ این معیارها آن را کاهش می دهد(فشارکی و همکاران، ۱۳۸۹).

احساس خودکارآمدی، متغیر مهمی در شکل گیری احساس شایستگی و موفقیت در انسان ها است. عملکرد موثر نه تنها نیازمند دارا بودن مهارتها است بلکه فرد باید توانایی انجام آن مهارت ها را نیز باور داشته باشد. بنابراین احساس خودکارآمدی، به افراد کمک می کند تا با به کارگیری مهارت های خود، در برابر مشکلات و مسائل پیرامون، به صورت مطلوبی عمل کنند و احساس موفقیت فردی در آنها ایجاد شده یا افزایش یابد. به عبارت دیگر احساس خودکارآمدی لزوما به معنای دارا بودن مهارت های شخصی نیست، بلکه به این معنی است که فرد باور داشته باشد که توانایی انجام وظایف به نحو مطلوب و در شرایط مختلف را دارد(اقدمی باهرو همکاران، ۱۳۸۸).

افراد با خود- کارآمدی بالا دارای این پنج ویژگی زیر هستند:

  1. هدفهای والایی برای خود تعیین می‌کنند و ایفای وظایفی دشوار برای رسیدن به آن هدفها را بر عهده می‌گیرند.
  2. به استقبال چالشها می روند و برای رویارویی با چالشها سخت تلاش می‌کنند.
  3. انگیزه فردی آنها به شدت بالا است.
  4. برای دستیابی به هدفهای خود از هیچ تلاشی مضایقه نمی کنند.
  5. در رویارویی با موانع، ثابت قدم هستند.

پنج نکته در رابطه با خود – کارآمدی عبارتند از اینکه:

  1. خود- کارآمدی در هر زمینه ای مختص همان قلمروی فعالیت است و به سادگی نمی توان آن را به دیگر عرصه‌های زندگی فرد، تعمیم داد.
  2. کسب خود- کارآمدی در هر فعالیتی مبتنی بر تمرین و کسب تسلط در آن رشته فعالیت است.
  3. در هر فعالیتی، هر چند فرد دارای خود -کارآمدی باشد، همیشه امکان ارتقای خود -کارآمدی وجود دارد.
  4. خودکارآمدی فرد تحت تاثیر باور دیگران به توانایی های فرد است.
  5. خود- کارآمدی فرد، تحت تاثیر عواملی مانند: دانش و مهارتهای فرد، سلامتی جسمی و روانی او و نیز شرایط بیرونی دربرگیرنده فرد است (آولی، لوتانز و یوسف، ۲۰۰۷).

تاب آوری

تاب آوری یعنی اینکه افراد چگونه می توانند مشکلات زندگی خود را در عین داشتن استرس و فشار با موفقیت سپری کنند. این سازه بر اساس رویکرد مبتنی بر نقاط قوت بنا نهاده شده و حاکی از قابلیت افراد در کنار آمدن با مشکلات و خطرات می باشد(گیترمن و جرمین[۲۴]، ۲۰۰۸). گارمزی و ماستن[۲۵](۱۹۹۱) تاب آوری را یک فرایند، توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز با شرایط استرس زا و چالش انگیز می دانند. به بیان دیگر تاب آوری، توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی در شرایط دشوار است(کانر و دیویدسون[۲۶]، ۲۰۰۳). اکثر پژوهشگران بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی می باشد(گارمزی، ۱۹۹۱ و ماستن، ۲۰۰۱).

تاب آوری در اصطلاح چنین تعریف می شود: “ نوعی حالت قابل توسعه در فرد که بر اساس آن قادر است در رویارویی با ناکامی ها، مصیبت ها و تعارضهای زندگی و حتی رویدادهای مثبت، پیشرفتها و مسئولیت بیشتر به تلاش افزون‌تر ادامه دهد و برای دستیابی به موفقیت بیشتر، از پای ننشیند. “

پژوهشهای انجام شده حاکی از آن است که برخی افراد تاب آور، پس از رویارویی با موقعیت های دشوار زندگی، دوباره به سطح معمولی عملکرد باز می گردند، حال آنکه عملکرد برخی دیگر از این افراد، پس از رویارویی با ناکامی ها، مصیبت ها و دشواری ها نسبت به گذشته ارتقا پیدا می کند.

در مجموع، افراد تاب آور، دارای این ویژگی ها هستند:

  • واقعیت های زندگی را به سهولت می‌پذیرند.
  • ایمان دارند که زندگی پرمعنا است. (‌این باور معمولا به وسیله ارزشهای آنها حمایت می شود.)
  • دارای توانایی های چشمگیری برای وفق دادن سریع خود با تغییرات بزرگ هستند (لوتانز، ۲۰۰۶).

برای دستیابی به تاب آوری، گروهی از مهارتها و نگرش ها مورد نیاز است که در اصطلاح به آنها سخت‌‌رویی[۲۷]گفته می شود. سخت رویی به افراد کمک می کند تا در رویارویی با تغییرات تنش‌زا، دشواریها را به فرصت هایی پر منفعت تبدیل کنند. نگرشهای مورد نظر در سخت رویی، عبارتند از: تعهد، کنترل و چالش‌طلبی.

مقصود از تعهد آن است که فرد در رویارویی با شرایط دشــوار، به جای ترک صحنه، ترجیح دهد حضــور خود را در صحنه حفظ کرده، به افـراد درگیر در آن موقعیت، در برطرف کــردن دشواری کمک کند. مقصود از کنترل، آن است که فرد به توانایی های خود برای اثرگذاری بر نتایج رویدادها باور داشته باشد و مقصود از چالش طلبی، آن است که فرد در رویارویی با چالشها به جای مقصر قلمداد کردن سرنوشت، در صدد ایجاد فرصت هایی برای رشد خود و دیگران باشد.

همچنین در شکل گیری و بروز رفتارهای سخت رویانه، فرد باید مهارتهای حل مسئله و تعامل با دیگران برای تعمیق حمایتهای اجتماعی را نیز در خود پرورش دهد.

در واقع، تاب آوری پدیده ای است که از پاسخ های انطباقی طبیعی انسان حاصل می شود و علیرغم رویارویی فرد با تهدیدهای جدی، وی را در دستیابی به موفقیت و غلبه بر تهدیدها توانمند می‌سازد (لوتانز، ۲۰۰۶).

سرمایه روان شناختی، ورای سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی

در کنار چارچوب بندی سرمایه روان شناختی به عنوان نوعی منبع تئوری، راه دیگری که موجب فهم سرمایه روان شناختی به عنوان یک قابلیت سطح بالا می شود، این است که، سرمایه روان شناختی ورای سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی قرار دارد. امروزه مشخص شده که سرمایه روان شناختی، بالاتر و فراتر از تئوری و تحقیق درباره ی سرمایه انسانی یعنی چه چیزی می دانید؟ و سرمایه اجتماعی یعنی چه کسی را می شناسید؟ است؛ به ویژه سرمایه روان شناختی با چی کسی هستید؟ و در حالت توسعه ای چه کسی خواهید شد؟ مرتبط است(آولی، لوتانز و یوسف، ۲۰۰۴). از آنجا که سرمایه روان شناختی شامل چه کسی هستید؟ نیز هست، سرمایه روان شناختی می تواند شامل دانش ها، مهارت ها، توانایی های فنی و تجارب نیز باشد. این مورد درباره سرمایه اجتماعی نیز صدق می کند. سرمایه روان شناختی می تواند شامل فرا مفهوم های سطح گروه همچون حمایت اجتماعی[۲۸] و شبکه روابط که بخشی از چه کسی هستید؟ است، بویژه در زمان استرس روانی باشد(سراسون، سراسون، شیرین و پیرس[۲۹] ، ۲۰۰۷).

به هر حال دلیل فراتر بودن سرمایه روان شناختی نسبت به دو سرمایه دیگر در ظرفیت های سرمایه روان شناختی، و مخصوصا بخش توسعه ای سرمایه روان شناختی یعنی چه کسی خواهید شد، نهفته شده است که عموما در سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی نادیده گرفته می شود. مشخص شده است که، سرمایه روان شناختی از خود حقیقی به سوی خود ممکن در حال پیشرفت است(آوولی، لوتانز، ۲۰۰۶). به نظر می رسد که سرمایه روان شناختی، چه به صورت فردی و چه به صورت ترکیبی، چارچوب مفهومی تر و جامع تری را برای فهم و سرمایه گذاری دارایی های انسانی در سازمان های امروزی فراهم می سازد(لوتانز، یوسف و همکاران، ۲۰۰۶). به نظر می رسد تلفیق هم افزایشی سرمایه های انسانی، اجتماعی و روان شناختی در نقطه مرکزی تحقق ظرفیت های نیروی انسانی در محیط کاری امروزه قرار دارد.

تعریف سرمایه روانشناختی

از آنجا که سرمایه روان شناختی، افراد را به چالش می کشاند تا در جستجوی این سوال برآیند که چه کسی هستند و در نتیجه به خود آگاهی بهتر که لازمه دستیابی به هدف ها و موفقیت است، دست یابند( لوتانز، ۲۰۰۴)، می توان گفت سرمایه روان شناختی از ابزار های مهم موفقیت در کار و تحصیل است و داشتن مولفه های آن تضمینی برای زندگی بهتر است. افرادی که سرمایه روان شناختی پایینی دارند در خیلی از حیطه ها مشکلات شدیدی دارند پس اگر بتوان با آموزش های لازم آن را ارتقاء داد، حتی به عنوان پیشگیری اولیه عمل خواهد کرد.

آموزش سرمایه روان شناختی

مدل مداخله ای و برنامه ی آموزشی لوتانز[۳۰] یک برنامه آموزشی است که به منظور افزایش سرمایه روان شناختی تهیه و تدوین شده است. امید، خوش بین، خودکارآمدی و تاب آوری از مولفه های سرمایه روان شناختی هستند. در برنامه مداخلاتی لوتانز که موسوم به PCT[۳۱] است برنامه هایی جهت ارتقای سرمایه روان شناختی با تمرکز بر هر کدام از مولفه ها ارائه شده است. به این ترتیب که در سازه امید با استفاده از تئوری اشنایدر[۳۲] که امید را دارای سه مولفه عامل، هدف و طرح می داند برنامه هایی به منظور آموزش هدف گزینی درست ترتیب داده شده است و در خوش بینی افزایش اسنادهای مثبت مطرح است (علیپور، صفاری نیا، صرامی فروشانی آقاجانی و آخوندی، ۱۳۹۲).

در این مداخله آموزشی برنامه هایی به منظور تشخیص و تفکیک خوش بینی واقعی از خوش بینی غیر واقعی و افزایش سطح اسنادهای مثبت به عمل می آید. خودکارامدی باور فرد به توانایی ها در دستیابی به موفقیت را نشان می دهد. در مدل مداخله ای و بسته آموزشی لوتانز با الهام از یافته های بندورا[۳۳] زمینه مناسب جهت کسب تجربه موفق و افزایش خودکارآمدی فراهم شده است. تاب آوری میزان مقاومت افراد در برابر مشکلات را نشان می دهد. برای افزایش تاب آوری به مجموعه ای از نگرش ها و مهارت ها نیاز است که در اصطلاح سخت رویی نامیده می شود و سه مولفه تعهد، کنترل و چالش طلبی در آن دخالت دارند. در برنامه آموزشی لوتانز در شکل گیری و بروز رفتارهای سخت رویانه، مهارت های تعامل و حل مسئله آموزش داده می شود. مدل مداخله ای لوتانز و همکاران تنها روشی است که تاکنون در چند موسسه آموزشی و خدماتی اجرا شده و توانسته بر افزایش تمامی مولفه های سرمایه روان شناختی تاثیر مثبت داشته باشد(علیپور و همکاران، ۱۳۹۲).

 

[۱]– Positive psychology

[۲] – Jensen

[۳] – Jensen

[۴] – Luthans, Avolio, Youssef

[۵]–  Neenan

[۶] – Seligman

[۷] – Csikszentmihalyi

[۸] – Psychological capital

[۹] – Luthans

[۱۰] – Hope

[۱۱] – Optimism

[۱۲] – Resiliency

[۱۳]– Self-Efficasy

[۱۴] – Pritchett

[۱۵]– Snyder

[۱۶] – Agency

[۱۷] – Adams

[۱۸] – Peterson & Luthans

[۱۹] – Peterson

[۲۰] – Taylor , kemeney &  Reed

[۲۱] – Carver , Scheier & Segrestrom

[۲۲] – Bastable

[۲۳] – Bandura

[۲۴] – Gitterman & Germain

[۲۵] – Garmezi & Masten

[۲۶] -Conner & Davidson

[۲۷] – hardness

[۲۸]– Social support

[۲۹] – Sarason , Shearin & Pierce

[۳۰] – Luthans

[۳۱] Psychological Capital Intervention

[۳۲] Snyder

[۳۳] Bandura

 

دانلود پایان نامه ای با این مضنون

نوشته های مشابه

تعریف افسردگی
تعریف افسردگی
  • 473 بازدید
  • تعریف شادکامی
    تعریف شادکامی
  • 4077 بازدید
  • ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
      • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برو بالا